سلول چیست؟ راهنمای کامل برای شناخت ساختار و انواع آن
سلول چیست؟
سلول واحد بنیادی سازماندهی حیات است. تمام موجودات زنده از سلولها تشکیل شدهاند. سلولها بر اساس وجود یا عدم وجود هسته به دو نوع اصلی تقسیم میشوند: سلولهای یوکاریوتی و سلولهای پروکاریوتی.
سلولهای یوکاریوتی (Eukaryotic)، که ریشه واژه آن از زبان یونانی گرفته شده و به معنای «هسته واقعی» است، دارای هستهای مشخص و محصور در غشا هستند. این نوع سلولها در انسانها، حیوانات و گیاهان یافت میشوند.
در مقابل، سلولهای پروکاریوتی (Prokaryotic) مانند برخی از باکتریها و جلبکهای سبز-آبی، فاقد هسته مشخص هستند و مواد ژنتیکی آنها آزادانه در سیتوپلاسم پراکندهاند.
سلولهایی که ساختار و عملکرد مشابهی دارند، در کنار هم بافت تشکیل میدهند. بافتها نیز به چهار نوع اصلی تقسیم میشوند:
بافت پوششی (اپیتلیال)
بافت پیوندی
بافت عضلانی
بافت عصبی
اندامها از ترکیب این بافتها بهوجود میآیند. در نهایت، تعداد، نوع، اندازه و شکل سلولهاست که اندازه، ساختار و عملکرد موجود زنده را تعیین میکند.
تعداد سلولها در بدن انسان چقدر است؟
بر اساس برآوردهای جدید، بدن یک مرد بالغ بهطور متوسط حدود ۳۶ تریلیون سلول دارد، در حالی که بدن یک زن بالغ تقریباً ۲۸ تریلیون سلول را شامل میشود. همچنین بدن یک کودک ۳۲ کیلویی حدود ۱۷ تریلیون سلول دارد.
تنها در مغز انسان حدود ۱۰۰ میلیارد نورون (سلول عصبی) به همراه تعداد مشابهی از سلولهای گلیال (پشتیبان نورونها) وجود دارد.
اندازه و تنوع سلولها
اندازه سلولها بسیار متغیر است. برای مثال، قطر سلولهای قرمز خون حدود ۷.۵ میکرومتر است، در حالی که قطر سلول تخمک انسان (اووسیت) به حدود ۱۵۰ میکرومتر میرسد. در بدن انسان بالغ، بر اساس ویژگیهای بافتشناسی و شکلشناسی، نزدیک به ۲۰۰ نوع سلول متفاوت شناسایی شدهاند؛ هر کدام از این سلولها برای انجام عملکردی خاص تخصص یافتهاند.
آنچه هنوز درباره سلولها نمیدانیم
با وجود پیشرفتهای عظیم در علم زیستشناسی سلولی، همچنان بخش زیادی از ترکیب دقیق سلولها، تفاوتهای فردی سلولی، و تغییرات آنها در طول رشد، بیماری یا سلامت ناشناخته باقی ماندهاند.
از قرن هفدهم که رابرت هوک برای نخستینبار سلولها را زیر میکروسکوپ مشاهده کرد، پژوهشگران به مطالعه و طبقهبندی آنها پرداختهاند. با این حال، ترکیب مولکولی کامل سلولها و تعاملاتشان با سایر سلولها در بافتها و اندامها هنوز بهطور کامل کشف نشده است.
پروژه اطلس سلول انسانی
در سال ۲۰۱۷، پروژه بینالمللی Human Cell Atlas راهاندازی شد. هدف این پروژه، تهیه نقشهای جامع از تمام سلولهای انسانی است تا دانش ما از سلامت انسان را افزایش دهد و بهبود تشخیص و درمان بیماریها را ممکن سازد.
اهمیت شناخت بافتشناسی سلولی
آشنایی عمیق با بافتشناسی سلولها به متخصصان سلامت کمک میکند تا ساختارهای طبیعی و پاتولوژیک را از یکدیگر تشخیص دهند. این دانش، تشخیص دقیقتر و درمان هدفمندتر بیماریها را ممکن کرده و در نهایت، به بهبود تصمیمگیریهای بالینی و افزایش کیفیت درمان بیماران منجر میشود.
مطالعه مقاله درمانهای مبتنی بر سلولهای بنیادی پرتوان در کارآزماییهای بالینی درتیوان ژن
ساختار سلول
هر سلول توسط غشایی نازک به نام غشای پلاسمایی (Plasma Membrane) احاطه شده است که محتوای داخلی سلول را از محیط بیرونی جدا میکند. درون سلول، مادهای به نام پروتوپلاسم قرار دارد که شامل سیتوپلاسم و هسته است.
سیتوپلاسم از دو بخش تشکیل شده است:
سیتوزول (Cytosol) یا هیالوپلاسم: بخش مایع داخلی سلول
ارگانلها: اجزای تخصصی سلولی که هر کدام عملکردی حیاتی بر عهده دارند.
عملکرد غشای سلولی
غشای سلولی مانند یک سد انتخابگر عمل میکند. این غشا اجازه میدهد مواد مفید وارد سلول شوند و مواد زائد خارج شوند، در حالیکه تمامیت ساختاری سلول را نیز حفظ میکند.
ارگانلهای سلولی: اندامکهای حیاتی
همانطور که بدن انسان برای عملکرد صحیح به اندامها و بافتهای تخصصی نیاز دارد، هر سلول نیز دارای بخشهایی مجزا به نام ارگانلاست که هر کدام وظیفهای خاص را بر عهده دارند. از جمله ارگانلهای مهم سلول میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
دستگاه گلژی (Golgi Apparatus)
میتوکندری (مرکز تولید انرژی سلول)
ریبوزومها (محل ساخت پروتئین)
لیزوزومها (مرکز تجزیه مواد زائد)
شبکه آندوپلاسمی (صاف و دانهدار)
ترکیبات دیگر در سیتوپلاسم
در کنار ارگانلها، سیتوپلاسم حاوی ساختارهای غیرزندهای به نام انباشتهای سلولی (Cell Inclusions) نیز هست. این ساختارها شامل مواد مختلفی مانند ملانین، گلیکوژن و آنزیمها هستند که در فرایندهای متابولیکی نقش دارند.
اسکلت سلولی: چارچوب ساختاری سلول
اگرچه سیتوزول حالت مایع دارد، اما سیتوپلاسم بافتی ژلمانند و چسبنده دارد؛ دلیل این امر وجود شبکهای از رشتههای پروتئینی به نام اسکلت سلولی (Cytoskeleton) است. این اسکلت شامل سه نوع فیلامان است:
میکروفیلامانها
میکروتوبولها
فیلامانهای میانی
اسکلت سلولی به سلول شکل میدهد، ساختار آن را حفظ میکند و در سازماندهی داخلی سلول نقش کلیدی ایفا میکند.
عملکرد سلولها | وظایف و انواع مختلف سلول
انواع سلولها در بدن انسان
سلولها انواع گوناگونی دارند و هر کدام وظیفهای خاص و منحصر به فرد بر عهده دارند. برآوردها نشان میدهد که بدن انسان بالغ دارای بیش از ۲۰۰ نوع سلول متفاوت است.
یکی از مهمترین انواع، سلولهای بنیادی هستند. این سلولها پایهگذار سایر انواع سلولها هستند و توانایی تمایز به سلولهای تخصصیافته مختلف را دارند.
انواع سلولها بر اساس عملکرد:
سلولهای عضلانی: شامل سه نوع اصلی عضلات اسکلتی، صاف و قلبی هستند که وظیفه حرکت و انقباض در نقاط مختلف بدن را بر عهده دارند.
سلولهای استخوانی: شامل استئوسیتها، استئوبلاستها و استئوکلاستها که ساختار و عملکرد استخوان را حفظ میکنند.
سلولهای غضروفی: شامل کندروبلاستها، کندروسیتها و کندروکلاستها که به ساخت و ترمیم غضروف کمک میکنند.
سلولهای خونی: شامل گلبولهای قرمز (RBC)، گلبولهای سفید (WBC)، پلاکتها، نوتروفیلها، بازوفیلها و غیره که نقش مهمی در اکسیژنرسانی، ایمنی و ترمیم بافت دارند.
سلولهای جنسی (گامتها): اسپرم و تخمک هستند که در فرآیند تولیدمثل نقش دارند. در مردان، سلولهای اولیه به اسپرم تبدیل میشوند و سلولهای پشتیبان مانند سلولهای سرتولی و لیدیگ، ساختار و هورمونهای مورد نیاز را تأمین میکنند.
سلولهای عصبی: شامل نورونها، الیگودندروسیتها، آستروسیتها و میکروگلیا هستند که ارتباط عصبی و پشتیبانی را فراهم میسازند.
سلولهای چربی یا لیپوسیتها: انرژی را ذخیره میکنند و عایق حرارتی فراهم میآورند.
عملکرد عمومی سلولها
سلول پایهایترین واحد زنده بدن است و طیف وسیعی از عملکردها را انجام میدهد که برای حیات و فعالیتهای فیزیولوژیکی ضروری هستند:
حفظ ساختار بدن: سلولها شکل و ساختار بافتها و اندامها را حفظ میکنند.
رشد: از طریق تقسیم سلولی، خصوصاً در دوران کودکی که افزایش سایز و تعداد سلولها با سرعت انجام میشود.
آپاپتوز (مرگ برنامهریزیشده سلولی): برای بازسازی و ترمیم بافتها و جلوگیری از رشد سلولهای معیوب. کمبود آپاپتوز از ویژگیهای سلولهای سرطانی است.
متابولیسم (سوختوساز): تولید انرژی و ساخت ترکیبات مهم مانند پروتئین، چربی و قند برای عملکرد سلول.
تنظیم دمای بدن: از طریق فعالیتهای میتوکندری که انرژی تولید میکنند.
ارتباط بین سلولی: نهفقط در سیستم عصبی بلکه در سایر سلولها نیز از طریق هورمونها، آنزیمها، یونها و ترکیبات شیمیایی انجام میشود.
انتقال مواد: از طریق غشای سلولی، که عبور آب، اکسیژن، دیاکسیدکربن و گلوکز را کنترل میکند.
تولیدمثل: با تقسیم سلولی که در اکثر سلولهای بدن رخ میدهد. در انسان، ترکیب اسپرم و تخمک منجر به تشکیل زیگوت و شروع حیات میشود.
چرخه سلولی و انواع تقسیم سلولی
چرخه سلولی شامل مراحلی است که در نهایت منجر به تولید سلولهای دختر میشود. الگوی چرخه در سلولهای مختلف متفاوت است:
سلولهای بنیادی بهصورت مداوم در طول زندگی تقسیم میشوند.
نورونها فقط در دوران رشد اولیه تقسیم شده و پس از آن دیگر تکثیر نمیشوند.
سلولهای کبدی فقط در صورت نیاز تقسیم میشوند.
روشهای تقسیم سلولی
۱. میتوز (Mitosis)
در سلولهای پیکری (سوماتیک) انجام میشود و برای رشد و جایگزینی سلولهای آسیبدیده ضروری است. در این روش، دو سلول دختر با اطلاعات ژنتیکی کاملاً یکسان از سلول مادر تولید میشوند.
مراحل میتوز:
پروفاز: فشردهسازی کروماتین و ناپدید شدن غشای هسته
متافاز: قرارگیری کروموزومها در مرکز سلول
آنافاز: جدا شدن کروماتیدهای خواهر و حرکت به قطبهای مخالف
تلوفاز: تشکیل مجدد غشای هسته و تکمیل تقسیم
فاز اینترفاز شامل سه مرحله است:
G1: رشد سلول و ساخت پروتئین
S: همانندسازی DNA
G2: آمادهسازی برای تقسیم نهایی
۲. میوز (Meiosis)
در سلولهای جنسی (گامتها) انجام میشود و منجر به تشکیل سلولهایی با نیمی از تعداد کروموزومها و ترکیب ژنتیکی منحصر بهفرد میگردد.
تقسیم میوز شامل دو مرحله است:
میوز اول:
لپتوتن: شروع فشردهسازی کروموزومها
زیگوتن: جفتشدن کروموزومهای همولوگ
پاکیتن: رخداد بازترکیبی ژنتیکی (کراساُور)
دیپتوتن: جدایی کروموزومها به جز نقاط کراساُور
میوز دوم: مشابه میتوز ولی با کاهش تعداد کروموزومها به نصف
آمادهسازی بافت برای مشاهده سلولها زیر میکروسکوپ
بررسی سلولها در شرایط آزمایشگاهی (In Vitro)
برای مطالعه سلولها بهصورت زنده، میتوان آنها را در محیط کنترلشده آزمایشگاهی کشت داد؛ روشی که به آن “in vitro” یا کشت در شیشه گفته میشود. در این شرایط، سلولها بهصورت لاینهای سلولی مداوم رشد میکنند و رفتار و عملکردی مشابه وضعیت طبیعی خود در بدن نشان میدهند.
اما زمانی که سلولها از محیط طبیعیشان جدا میشوند، ساختار و عملکرد خود را از دست میدهند و نمیتوانند اطلاعات دقیقی درباره وضعیت آنها در شرایط سلامت یا بیماری ارائه دهند. بنابراین، برای حفظ ساختار طبیعی سلولها، نمونهبرداری بافتی بههمراه برشهای نازک از بافت اطراف انجام میشود.
آمادهسازی بافت برای میکروسکوپ نوری و الکترونی
برای مشاهده سلولها درون بافت، نمونهها باید در قالب برشهای نازک تهیه شده و برای مشاهده زیر میکروسکوپ نوری یا الکترونیآماده شوند. این برشها معمولاً با مواد ردیاب (Tracer) برچسبگذاری میشوند تا تغییرات ساختاری در طول زمان قابل پیگیری باشند. از آنجایی که این برشها بسیار ظریف هستند، روی اسلاید شیشهای قرار میگیرند تا در برابر آسیب محافظت شوند.
مراحل آمادهسازی بافت برای میکروسکوپ نوری (Paraffin Method)
روش پارافین یکی از رایجترین روشهای آمادهسازی بافت برای میکروسکوپ نوری است که شامل ۸ مرحله اصلی است:
۱. نمونهبرداری بافتی
نمونهبرداری از طریق جراحی یا بیوپسی انجام میشود. در این مرحله، باید تمام ساختارهای غیرضروری با دقت و بدون آسیب به بافت اصلی، جدا شوند. اندازه نمونه نباید بیشتر از ۱ سانتیمتر باشد تا فرآیند تثبیت بهدرستی انجام گیرد.
۲. تثبیت بافت (Fixation)
بلافاصله پس از نمونهبرداری، بافت باید تثبیت شود تا از تجزیه و تغییر ساختاری جلوگیری شود. رایجترین ماده تثبیتکننده، فرمالین است که مزایایی همچون جلوگیری از رشد میکروارگانیسمها، غیرفعالسازی آنزیمهای تجزیهگر و آمادهسازی بهتر برای رنگآمیزی را فراهم میکند.
۳. آبگیری (Dehydration)
بافت در محلولهای الکل با غلظتهای افزایشی قرار میگیرد تا تمامی آب موجود در آن حذف شود و به مرحله بعدی آماده شود.
۴. شفافسازی (Clearing)
در این مرحله، بافت در زایلن (Xylol) قرار میگیرد تا الکل از آن خارج شده و بافت برای نفوذ پارافین آماده شود.
۵. نفوذ پارافین (Embedding)
بافت در پارافین گرم قرار میگیرد تا تمامی فضاهایی که پیشتر با آب پر شده بودند، با پارافین پر شود. سپس با خنکشدن پارافین، نمونه به حالت جامد درآمده و آماده برش میشود.
۶. برش بافت (Sectioning)
در این مرحله، از میکروتوم برای برش بافت به لایههای نازک (بین ۱ تا ۹ میکرومتر) استفاده میشود. برای میکروسکوپ نوری، برشهای بین ۴ تا ۸ میکرومتر ایدهآل هستند. در صورتی که نیاز به برشهای نازکتر باشد، بهجای پارافین از رزین اپوکسی یا پلاستیکی استفاده میشود.
۷. نصب روی اسلاید (Mounting)
برشهای نازک روی اسلایدهای شیشهای نصب میشوند. باقیماندههای پارافین با استفاده از زایلن پاک شده و نمونه از طریق الکلهایی با غلظت کاهشی، آبرسانی مجدد (Rehydration) میشود.
۸. رنگآمیزی بافت (Staining)
در نهایت، بافتها با هماتوکسیلین و ائوزین (H&E) رنگآمیزی میشوند که باعث مشخصشدن ساختار سلولی زیر میکروسکوپ میشود. هماتوکسیلین، هسته سلول را به رنگ آبی/بنفش درمیآورد و ائوزین، سیتوپلاسم را به رنگ صورتی نشان میدهد.
هیستوشیمی و سیتوشیمی: شناخت شیمی درون سلولی و بافتی
سیتوشیمی چیست؟
سیتوشیمی (Cytochemistry) شاخهای از زیستشناسی سلولی است که به بررسی موقعیتهای میکروآناتومیکی ترکیبات بیوشیمیایی درون سلول و محیط اطراف آن میپردازد. هدف آن، مشاهده و شناسایی دقیق اجزای درونسلولی و فعالیتهای زیستی از طریق برشهای بافتی و با استفاده از میکروسکوپ الکترونی و آنالیزهای بیوشیمیایی است.
در سیتوشیمی از روشهای پیشرفتهای مانند:
-
سیتوشیمی آنزیمی
-
میکرواینسیراسیون (Microincineration)
-
میکروسپکتروفتومتری
-
رادیوگرافی و رادیوآتوشیمی
-
تکنیکهای کرایو (Cryotechniques)
-
میکروآنالیز اشعه ایکس
-
ایمونوسیتوشیمی (Immunocytochemistry)
استفاده میشود تا ساختارهای ریزسلولی و اندامکها با وضوح بالا قابل مشاهده باشند.
سیتوشیمی آنزیمی
این روش به محلیابی آنزیمها در سلول یا بافت میپردازد و از سوبستراهای رنگزا استفاده میکند که در حضور آنزیم، واکنش رنگی خاصی تولید میکنند. این واکنش رنگی امکان مشاهده محل آنزیم را با میکروسکوپ نوری فراهم میسازد.
میکرواینسیراسیون
در این روش، عناصر معدنی مانند کلسیم، سدیم و پتاسیم با سوزاندن دقیق و کنترلشده بافت شناسایی میشوند. این تکنیک برای مطالعه توزیع یونی در بافتها بسیار مفید است.
میکروسپکتروفتومتری
از این روش برای اندازهگیری طیفهای نوری اندامکهای داخل سلول استفاده میشود. این روش تفاوتهای جذب نور در طولموجهای مختلف را بررسی میکند تا ترکیبات خاص قابل شناسایی شوند.
رادیوگرافی و میکروآنالیز اشعه ایکس
ایزوتوپهای رادیواکتیو که به اجزای خاص متصل شدهاند، موقعیتهای دقیق خود را درون سلول و بافت مشخص میکنند. این روش در بررسی پراکندگی فضایی مواد رادیواکتیو بسیار کاربردی است.
ایمونوسیتوشیمی
در این روش، آنتیبادیهای نشاندارشده برای شناسایی پروتئینها یا آنتیژنهای خاص بهکار میروند. تعامل اختصاصی آنتیبادی-آنتیژن امکان شناسایی دقیق ساختارهای سلولی را فراهم میکند.
اهمیت سیتوشیمی در شناخت عملکرد سلول
سیتوشیمی به شناسایی اجزای شیمیایی درون سلول کمک کرده و نقش مهمی در درک عملکرد سلولی در شرایط فیزیولوژیک، پاتولوژیک و آزمایشگاهی دارد. اطلاعات حاصل از این روشها، در مطالعه بیماریها، پاسخهای دارویی، و بررسی سلولهای بنیادی بسیار سودمند است.
هیستوشیمی: بررسی شیمیایی ساختارهای بافتی
هیستوشیمی (Histochemistry) تلفیقی از روشهای بافتشناسی و بیوشیمی است که برای بررسی ترکیبات شیمیایی داخل و بین سلولی بهکار میرود. این رشته با استفاده از رنگآمیزیهای تخصصی و شاخصها، ساختارهای بافتی را بهکمک میکروسکوپ نوری و الکترونی قابل مشاهده میسازد.
تکنولوژیهای نوین در هیستوشیمی
پیشرفتهای فناوری باعث شده تا بتوان سلولهای زنده را نیز با رنگهای فلورسنتی رنگآمیزی کرد. برخی از این رنگها عبارتند از:
-
فلوئوروفورهای ذاتی (Intrinsic fluorophores)
-
فلوئوروفورهای رمزگذاریشده ژنتیکی
-
سیستمهای برچسبگذاری خودکار (Self-labeling systems)
-
سیستمهای تگگذاری با آنزیم لیگاز
این روشها امکان مشاهده سلولهای زنده در لحظه را فراهم کرده و کاربردهای هیستوشیمی را در پژوهشهای مدرن گسترش دادهاند.
کاربردهای بالینی و تحقیقاتی هیستوشیمی و سیتوشیمی
-
مطالعه پیشرفت سرطانها
-
بررسی تمایز نورونی در رشد سلولهای عصبی (با کمک ایمونوهیستوشیمی)
-
شناسایی بیماریهای متابولیکی
-
تشخیص بیماریهای بافتی و عملکردهای غیرطبیعی
-
مطالعه معدنیشدن عاج دندان با بررسی فعالیتهای ادونتوبلاستها
-
کاربرد در پزشکی بازساختی و بررسی فرایندهای ترمیم بافت
میکروسکوپ نوری
بررسی سلولها با میکروسکوپ نوری ساختار کلی و اندامکهای آنها را نمایان میسازد. با این حال، جزئیات دقیقتر تنها با استفاده از میکروسکوپ الکترونی قابل مشاهده هستند.
سیتوپلاسم
سیتوپلاسم (برگرفته از واژهی یونانی “kytos” بهمعنای پوشش)، که گاه با عنوان “پلاسما” (از واژهی یونانی “plasma” بهمعنای قالبگرفته) نیز شناخته میشود، ناحیهای از سلول است که هسته را دربر میگیرد. این بخش از سلول شامل دو دستهی کلی از اجزا است: اندامکهای سیتوپلاسمی و ماکرومولکولها. اندامکها، که اغلب بهعنوان «ارگانهای کوچک» شناخته میشوند، در ماتریس سیتوپلاسمی یا همان “سیتوزول” معلق هستند. علاوه بر این ساختارهای ضروری، سیتوپلاسم حاوی عناصر غیرضروری مانند اجسام انباشته (inclusion bodies) نیز هست که ممکن است شامل دانههای رنگدانهای یا قطرات چربی ذخیرهشده باشند.
هسته
هسته بزرگترین و سختترین اندامک سلولی است که معمولاً در بخش مرکزی سلول جای دارد. نام این اندامک از شباهت آن به مغز درون پوسته (برگرفته از واژهی لاتین “nux” و واژهی یونانی “karyo” بهمعنای مغز یا هسته) گرفته شده است. هسته مرکز فرماندهی سلول بهشمار میرود و گاهی از آن بهعنوان “مغز سلول” یاد میشود. این ساختار با غشای دو لایهای نازک بهنام “پوشش هستهای” احاطه شده است که دارای روزنههایی بهنام “منافذ هستهای” است. این منافذ، خاصیت نفوذپذیری انتخابی دارند و عبور ماکرومولکولها بین هسته و سیتوپلاسم را تنظیم میکنند.
در مرکز هسته یک یا چند ساختار کوچک و بدون غشا بهنام “هستهک” (nucleolus) قرار دارد که از RNA تشکیل شده و نقش مهمی در ساخت ریبوزوم دارد. هسته ساختاری ناهمگن دارد و به دو ناحیهی تیره (الکترونتراکم) و روشن (الکترونشفاف) تقسیم میشود. نواحی تیره “هتروکروماتین” نامیده میشوند و از کروماتین فشرده و غیرفعال تشکیل شدهاند. نواحی روشنتر، “اوکروماتین” نام دارند که DNA فعال را دربردارد و در فرایند رونویسی RNA شرکت دارد. در مجموع، هتروکروماتین و اوکروماتین “کروماتین” را میسازند؛ واژهای برگرفته از واژهی یونانی “chroma” بهمعنای رنگ، به دلیل تمایل این ساختارها به جذب رنگها.
در وضعیت غیرتقسیمی، DNA بهصورت دانهای یا رشتهای درون کروماتین دیده میشود. در زمان تقسیم سلولی، DNA به شکل ساختارهای میلهای کوتاه بهنام “کروموزوم” متراکم میشود. سلولهای انسانی بهطور معمول دارای ۴۶ کروموزوم هستند، بهجز سلولهای جنسی بالغ که حاوی ۲۳ کروموزوم بهصورت هاپلوئید میباشند. DNA حامل کد ژنتیکی است که تولید آنزیمها و سایر پروتئینهای سلولی را هدایت میکند و نهایتاً تعیینکنندهی ساختار و عملکرد سلول است. درون هسته، یک مادهی شفاف و غیررنگپذیر بهنام “شیرهی هستهای” وجود دارد که هستهکها را در خود جای داده است.
ریبوزومها
ریبوزومها ساختارهایی به قطر تقریباً ۱۵ نانومتر هستند که بهصورت متصل یا آزاد در سلول وجود دارند. بسیاری از آنها به شبکهی آندوپلاسمی زبر متصلاند و برخی دیگر در سراسر سیتوپلاسم پراکندهاند. ریبوزومهای تکی بهنام “مونوزوم” و تجمعات آنها “پلیریبوزوم” یا “پلیزوم” نام دارند. هر ریبوزوم از زیرواحدهایی تشکیل شده است که از انواع RNA شامل rRNA، mRNA و tRNA ساخته شدهاند. ریبوزومها کارخانههای ساخت پروتئین در سلول هستند و با ترجمهی اطلاعات ژنتیکی DNA، پروتئینهای مورد نیاز را میسازند.
شبکه آندوپلاسمی
شبکه آندوپلاسمی ساختاری شبکهمانند در مرکز سیتوپلاسم است و از بزرگترین اندامکهای سلولی بهشمار میرود. این ساختار از مجراهایی شامل سیسترنها یا توبولها تشکیل شده است. سیتوپلاسم درون این مجراها “واکوئوپلاسم” و بیرون آنها “هیالوپلاسم” یا “سیتوزول” نامیده میشود. عملکردهای این شبکه شامل ساخت پروتئین، ذخیرهی کلسیم، سنتز استروئیدها و متابولیسم لیپیدها است.
شبکه آندوپلاسمی به دو نوع زبر (rER) و صاف (sER) تقسیم میشود. نوع زبر دارای ریبوزومهایی بر سطح خارجی خود است و در ساخت پروتئین نقش دارد. نوع صاف فاقد ریبوزوم است و در ساخت لیپیدها و کربوهیدراتهای خاص، و همچنین سمزدایی داروها مشارکت دارد. فقط پروتئینهایی که بهدرستی تاخوردهاند به دستگاه گلژی منتقل میشوند. پروتئینهای ناقص یا معیوب درون شبکه آندوپلاسمی تخریب میشوند. انباشت بیشازحد این پروتئینهای ناقص میتواند منجر به پدیدهای بهنام “استرس شبکه آندوپلاسمی” شود.
دستگاه گلژی
دستگاه گلژی شامل ساختارهایی نامنظم نزدیک به هسته است که با رنگآمیزی با نمکهای نقره در زیر میکروسکوپ نوری قابل مشاهدهاند. در میکروسکوپ الکترونی، این ساختار بهصورت نواری و با غشای تکلایه دیده میشود. این اندامک شبیه به شبکه آندوپلاسمی صاف است و از سیسترنهای پشتهپشته و وزیکولهای گرد در کنارهها تشکیل شده است. وظیفهی اصلی دستگاه گلژی ساخت و بستهبندی پروتئینها برای ترشح به خارج از سلول است. مواد از طریق وزیکولها از شبکه آندوپلاسمی به دستگاه گلژی وارد میشوند. از نظر عملکرد، این اندامک به سه ناحیهی “cis”، “medial” و “trans” تقسیم میشود.
لیزوزومها
لیزوزومها وزیکولهایی هستند که از دستگاه گلژی منشأ میگیرند و حاوی آنزیمهایی برای تجزیه و بازیافت مواد زائد سلولی از طریق فرایندی بهنام “اتوفاژی” هستند. این مکانیزم ذرات زائد یا مهاجم مانند باکتریها و ویروسها را تجزیه میکند. بیش از ۶۰ نوع هیدرولاز لیزوزومی شناخته شده است که این عملکرد را انجام میدهند. بههمین دلیل، لیزوزومها را «کیسههای گوارشی» یا «واحد دفع زباله» سلول نیز مینامند.
در موارد نادر، لیزوزومها ممکن است آنزیمهای خود را درون سلول آزاد کنند که منجر به خودتخریبی سلول میشود، از این رو گاه از آنها بهعنوان «کیسههای خودکشی» نیز یاد میشود. با این حال، پژوهشهای جدید نشان دادهاند که نقش لیزوزومها فراتر از تجزیهی مواد زائد است و آنها در تنظیم متابولیسم انرژی، پاکسازی سلولی، ترمیم غشای پلاسمایی، جذب استخوان، و پاسخهای ایمنی نیز نقش دارند.
میتوکندری
میتوکندریها ساختارهایی میلهای یا دانهای هستند که نام آنها از واژههای یونانی “mitos” (دانه) و “chondrium” (میله) گرفته شده است. آنها «نیروگاه سلول» محسوب میشوند؛ زیرا انرژی مورد نیاز برای عملکردهای مختلف سلول مانند حرکت، تقسیم، انقباض و ترشح را تولید میکنند. این انرژی از طریق تجزیهی غذا و تولید آدنوزین تریفسفات (ATP) بهدست میآید.
طول میتوکندریها بین ۰.۵ تا ۲ میکرومتر است و تعداد آنها با فعالیت متابولیکی سلول مرتبط است؛ سلولهای فعالتر، تعداد بیشتری میتوکندری دارند. هر میتوکندری دارای غشای داخلی و خارجی است. غشای داخلی چینهایی بهنام “کریستا” دارد و درون آن مادهای گرانولی بهنام “ماتریکس” قرار دارد که آنزیمهای لازم برای ساخت ATP را در خود جای داده است. میتوکندری محل تنفس سلولی است؛ فرایندی که انرژی مورد نیاز سلول را تولید میکند.
وزیکولها و واکوئلها
وزیکولها و واکوئلها محفظههایی برای ذخیرهی مواد مختلف درون سلول هستند. این ساختارها پروتئینها، مواد زائد و مواد مغذی را در خود نگه میدارند. در سلولهای گیاهی، واکوئلها آب ذخیره کرده و به پایداری ساختاری و فشار داخلی سلول کمک میکنند.
سانتریول و سانتروزوم
سانتریولها و سانتروزومها در تقسیم و تکثیر سلولی نقش دارند. این ساختارها با ساماندهی میکروتوبولها، در توزیع صحیح کروموزومها هنگام میتوز نقش ایفا میکنند.
غشای سلولی
غشای سلولی یا همان غشای پلاسمایی (پلاسملما)، از واژهی یونانی “lemma” بهمعنای پوست گرفته شده است. این ساختار سهلایه، عمدتاً از لیپیدها شامل فسفولیپید، کلسترول و گلیکولیپید تشکیل شده است. پروتئینهای غشایی شامل پروتئینهای سرتاسری، پروتئینهای محیطی، و گلیکوپروتئینها هستند. همچنین مقدار اندکی کربوهیدرات در این غشا وجود دارد.
ضخامت غشای سلولی حدود ۷.۵ نانومتر است و تنها با میکروسکوپ الکترونی قابل مشاهده است. این غشا سلول را کنار هم نگه میدارد، از محیط اطراف جدا میسازد، و شکل آن را حفظ میکند. پاره شدن غشا باعث آزاد شدن محتوای سلولی میشود.
غشای سلولی دارای نفوذپذیری انتخابی است؛ بهگونهای که اکسیژن و آب بهراحتی از آن عبور میکنند، اما عبور یونهایی مانند سدیم و پتاسیم محدود است. مولکولهای بزرگ از طریق اندوسیتوز وارد سلول میشوند. برخی سلولها مواد خارجی را از طریق فاگوسیتوز (بلع سلولی) و برخی دیگر مایعات را از طریق پینوسیتوز (نوشیدن سلولی) جذب میکنند. غشا همچنین دارای گیرندههای ویژهای برای آنزیمها و هورمونها است که ارتباط و عملکرد سلولی را تنظیم میکنند. برخی سلولها دارای زائدههایی در سطح خود مانند مژک (سیلیا)، تاژک (فلاژلا) یا میکروویلی هستند که به حرکت، جذب یا عملکردهای تخصصی مانند دریافت حسی کمک میکنند.
مطالعه مقاله درمان سرطان با ژن درمانی: نگاهی نوین به هدفگیری هوشمند سلولی درتیوان ژن
اهمیت بالینی سلول
اختلال در عملکرد سلولها، چه به دلیل جهشهای ژنتیکی، نقصهای ساختاری یا عوامل محیطی، میتواند منجر به بروز انواع بیماریها شود. بررسی این اختلالات سلولی، نقش مهمی در تشخیص بیماریها، توسعه درمانهای هدفمند و درک بهتر روند پیشرفت اختلالات چندارگان دارد.
سندرمهای سیتوپاتی میتوکندریایی
سندرمهای سیتوپاتی میتوکندریایی ناشی از ناهنجاری در DNA میتوکندری هستند که منجر به اختلال در عملکرد میتوکندری و در نتیجه، عملکرد کلی سلول میشوند. این اختلالات میتوانند از جهش در DNA هستهای یا از طریق وراثت مادری در ژنوم میتوکندری انتقال یابند. علائم این سندرمها معمولاً شامل ضعف عضلانی، افزایش اسید لاکتیک خون و آسیبهای مغزی تحلیلبرنده است.
تشخیص این بیماریها با بررسی نمونه بافت عضلانی در میکروسکوپ الکترونی انجام میشود؛ جایی که اینکلوژنهای پاراکریستالی در میتوکندریها دیده میشود. همچنین اندازهگیری لاکتات در سرم و مایع مغزینخاعی و تصویربرداری مغزی در روند تشخیص کمککنندهاند. تاکنون حدود ۲۰۰ نوع جهش در DNA میتوکندری شناسایی شدهاند و تحقیقات همچنان در حال کشف جهشهای جدید هستند. همچنین، میتوکندریهای معیوب در تبدیل بدخیم سلولهای بنیادی خونساز و ایجاد لوسمی نیز نقش دارند.
نقصهای دستگاه گلژی
دستگاه گلژی، یکی از اجزای حیاتی سلول، نقش مهمی در بیماریهای قلبیعروقی مانند نارسایی قلبی، بزرگ شدن قلب و آریتمیها ایفا میکند. این اندامک، در انتقال، ساخت و توزیع پروتئینها در سلول، به ویژه در بافت قلبی، عملکرد کلیدی دارد. بنابراین، هر گونه اختلال ساختاری یا عملکردی در آن میتواند آسیبهای جدی ایجاد کند.
نقص در غشای سلولی
غشای سلولی، بخشی کلیدی از ساختار سلول است و نقص در آن میتواند مشکلات متعددی ایجاد کند. برای مثال، در شرایط ارثی مانند اسفروسیتوز، استوماتوسیتوز، اووالوسیتوز و الیپتوسیتوز، تغییرات در ساختار غشای گلبول قرمز باعث کاهش عمر این سلولها و حذف زودهنگام آنها از جریان خون میشود.
در بیماریهایی مانند دیستروفی عضلانی، جهش در پروتئینهای غشایی موجب اختلال در ورود و خروج یونها شده و به تخریب سلولهای عضلانی میانجامد. همچنین، بیماریهایی نظیر گراویس، برخی از انواع دیابت و چاقی، اماس و فیبروز کیستیک، نیز با تغییر در ساختار یا عملکرد غشای سلولی مرتبط هستند. تغییر در نفوذپذیری غشا، اختلال در ترکیب لیپیدی، و نقصهای اسکلت سلولی-غشایی (مثل بیماری شدیاک-هیگاشی) نیز از دیگر پیامدهای نقص غشای سلول هستند.
بیماریهای ذخیرهای لیزوزومی
لیزوزومها حاوی بیش از ۵۰ نوع پروتئین غشایی هستند و اختلال در عملکرد آنها با نزدیک به ۵۰ نوع بیماری لیزوزومی در ارتباط است. جهشهای ژنی مرتبط با لیزوزوم، میتوانند فرد را در معرض ابتلا به بیماریهایی مانند چاقی، سرطان، عفونتها و اختلالات عصبی نظیر پارکینسون، گوشر و آلزایمر قرار دهند.
اختلالات هسته سلولی
هسته، مرکز کنترل فعالیتهای ژنتیکی سلول است. هرگونه جهش در ساختار یا ترکیب هسته میتواند به بیماریهایی مانند دیستروفی عضلانی، سرطان، پیری زودرس و بیماریهای قلبی منجر شود. همچنین، در بسیاری از اختلالات عصبی، انباشت غیرطبیعی پروتئینهای بیماریزا در هسته مشاهده میشود که به صورت «اینکلوزیون بادی» درونهستهای دیده میشود.
ناهنجاریهای شبکه آندوپلاسمی
شبکه آندوپلاسمی، نقشی حیاتی در ساخت پروتئینها دارد و اختلال در آن با بیماریهایی چون اسپاستیسیته ارثی، آلزایمر، دیابت نوع ۲، بیماریهای کبدی، تصلب شرایین و برخی سرطانها مرتبط است. استرس مزمن این شبکه میتواند موجب آسیب سلولی گسترده شود.
اختلالات سیتوپلاسمی
ترکیب دقیق سیتوپلاسم برای عملکرد سلول ضروری است. افزایش بیش از حد سیتوپلاسم میتواند به اختلال در تقسیم سلولی، شکلگیری نادرست دوک میتوزی و نقص در سیگنالینگ ایستهای کنترلی منجر شود که همهی اینها منجر به خطا در جداسازی کروموزومها میشوند.
جهشهای DNA و نقش در تقسیم سلولی
قرار گرفتن سلول در معرض اشعههای خطرناک، مانند تابشهای هستهای یا برخی مواد شیمیایی، میتواند موجب جهش در DNA شود و تقسیم سلولی را مختل کند. البته برخی سلولها مانند سلولهای عصبی و قلبی، وارد فاز G0 میشوند و دیگر تقسیم نمیشوند.
رشد بیش از حد سلولها و تومورها
نرخ تقسیم سلولی در انواع مختلف سلولها متفاوت است. سلولهای اپیتلیال به دلیل تماس با اصطکاک، بیشترین نرخ تقسیم را دارند. اگر این تقسیم به شکل کنترلنشده رخ دهد، میتواند به شکلگیری تومور منجر شود.
منابع
- Bianconi E et al. (2013). An estimation of the number of cells in the human body.
- Hatton IA et al. (2023). The human cell count and size distribution.
- von Bartheld CS et al. (2016). The search for true numbers of neurons and glial cells in the human brain.
- Hachem Z et al. (2024). Asymmetrical positioning of cell organelles reflects cell chirality.
- Fletcher DA, Mullins RD (2010). Cell mechanics and the cytoskeleton.
- Tian Z et al. (2023). Introduction to stem cells.
- Jäkel S, Dimou L (2017). Glial Cells and Their Function in the Adult Brain.
- Lui JC, Baron J (2011). Mechanisms limiting body growth in mammals.
- Akhtar F, Bokhari SRA (2024). Apoptosis. StatPearls.
- Wong RS (2011). Apoptosis in cancer: from pathogenesis to treatment.
- Zhu J, Thompson CB (2019). Metabolic regulation of cell growth and proliferation.
- Mattes B, Scholpp S (2018). Contact-mediated cell communication in tissue development.
- Wang Z (2022). Cell Cycle Progression and Synchronization.
- Li J et al. (2025). NEK2 Promotes ESCC Malignant Progression.
- Wasserman JS et al. (2024). FAM122A ensures cell cycle interphase progression.
- Ma C et al. (2024). Sirtuin 5 in mouse oocyte meiosis.
- Tian P et al. (2024). Fixation methods for digital pathology of the testis.
- Rodríguez-López R et al. (2024). Corneal stiffening and tissue dehydration.
- Slaoui M et al. (2017). Tissue Sampling for Histopathology Evaluation.
- Costello LC et al. (2018). Role of Citrate in Oral and Craniofacial Tissues.
- Lee DC et al. (2017). Neural stem cells promote nerve regeneration.
- Luby-Phelps K (2013). The physical chemistry of cytoplasm.
- Lombardi ML, Lammerding J (2010). Mechanical properties of the nucleus.
- Webster M et al. (2009). Nuclear shape, size and envelope assembly.
- Iwańska O et al. (2025). Ribosomes translocation in Bacillus subtilis.
- Schwarz DS, Blower MD (2016). The endoplasmic reticulum.
- Ozcan L, Tabas I (2012). ER stress in metabolic disease.
- Xu H, Ren D (2015). Lysosomal physiology.
- Ballabio A (2016). The awesome lysosome.
- Chen D, Gutierrez MG (2025). Painting lysosomes for organelle study.
- Elhinnawi MA et al. (2025). Mitochondria and cancer stem cells.
- Wang Z et al. (2024). Engineered endothelial cell vesicles.
- Hannaford MR, Rusan NM (2024). Positioning centrioles and centrosomes.
- Zhu X et al. (2024). Cell membrane perforation.
- Tiwari V, Wilson DM (2019). DNA damage and repair in disease.
- O’Driscoll M (2012). Diseases with defective DNA damage response.
- Glass DJ (2005). Muscle hypertrophy and atrophy signaling pathways.
- Montgomery BE et al. (2004). Endometrial hyperplasia: a review.
- Bonaldo P, Sandri M (2013). Mechanisms of muscle atrophy.
- Giroux V, Rustgi AK (2017). Metaplasia and dysplasia-cancer sequence.
- Smetana K et al. (2023). Cell Dysplasia – A Morphological Note.
- Schmiedel J et al. (2003). Mitochondrial cytopathies.
- Al Ageeli E (2020). Mitochondria and metabolic pathways in leukemia.
- Lu L et al. (2018). Role of Golgi apparatus in cardiovascular disease.
- Barcellini W et al. (2011). Red cell membrane defects.
- Ozawa E et al. (2001). Sarcolemmopathy and cell membrane defects.
- Goldberg DM, Riordan JR (1986). Role of membranes in disease.
- Zwerger M et al. (2011). Nuclear mechanics in disease.
- Woulfe JM (2007). Abnormalities of the nucleus in neurodegenerative disease.
- Jevtić P, Levy DL (2017). More Cytoplasm, More Problems.
- Li H et al. (2025). scTML: pan-cancer single-cell landscape.
- Urzhumov VD et al. (2019). Clinical-morphological features of Wilms’ tumour.





